تبليغاتX
اخبارسازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی آمل

اخبارسازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی آمل

روابط عمومی سازمان

طی مراسمی و با حضور رئیس و اعضا شورای اسلامی شهر -شهردار-مدیران عامل سازمانها-ومسئولین وپرسنل سازمان آتش نشانی مدیر عامل جدید سازمان آتش نشانی معرفی شد دراین جلسه پس از مداحی سید محمد پژومان رئیس شورای اسلامی شهر با بیان فلسفه قیام عاشورای حسینی گفت اصلی ترین پیام قیام عاشورا اصل عدالت و امر به همه خوبیها بود و ما شیعیان که داعیه پیروی از حسین ابن علی ع و خاندان علوی را داریم این درسها را به عنوان سرمشق و سرلوحه زندگی خود قرار بدهیم سپس حسین علیزاده شهردارگفت سازمان آتش نشانی آمل بواسطه داشتن بهترین امکانات و تجهیزات روز دنیای آتش نشانی به عنوان موفق ترین سازمان در کشور است و جایگاه شما عزیزان جایگاه خاصی است و باید قدر این نعمت ها را بدانید در پایان مهرداد کربلائی زاده به عنوان مدیر عامل جدید سازمان معرفی  شد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم دی 1387ساعت 12:50  توسط محمدغلامی مسئول روابط عمومی  | 

قافله

آسمان آبی بود و زمین مدینه از هرم سوزان خورشید تفتیده، و اینجا محله بنی هاشم .

حسینم! برادر! شنیده ام که قصد سفر داری، منم ، محمد، زاده حنفیه

ای سوار سرگران، کم کن شتاب              جان من لختی سبکتر زن  رکاب

جان برادر تو بهترین و عزیزترینی و من در پند تو سزاوارترین.

یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد ؟

جان جانان! چون دل به راه سپرده ای؛ لااقل از راهی سفر کن که عبد الله زبیر بدان سو رفت، تا گرفتار گرگان بنی امیه نگردی .

 و حسین، زاده فاطمه در پاسخ  می گوید : برادرم محمد؛ به سوی مکه می روم و از سرزمین حرام به سوی دل روانه خواهم شد .

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب ، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد ، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند ، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار .

و اکنون روز یکشنبه 28 رجب المرجب سال 60 هجری قمری است و امام علیه السلام راهی مکه می شود.

زمین خشک و سوزان و بیابان از فرط تشنگی تلظی می کند قافله در حرکت است ، امیر کاروان بی امان، چون شیری غران به گرد کاروان می نگرد .

پنج روز کاروان در سینه تفتیده بیابان و صحرایی سوزان .

از یک سو "ذو الحلیفه" و مردان و احرامیان و از سوی دیگر دزدان و حرامیان از آل ابی سفیان .

و اینک شب جمعه سوم شعبان المعظم سال شصت هجری قمری امام علیه السلام و همراهیان با جسمانی خسته و بی امان به بیت الله الحرام می رسند و چهار ماه و شش روز در مکه مکرمه ؛ مَحرم حرم می گردند .

مردمان در این ایام به زیارت امام می آیند ، عبد الله ابن مطیع عدوی به حضرتش عرض می کند فدایت گردم کوفه سرزمین بد یمنی است مبادا به آن سو رهسپری .

نیایم "رسول گرامی اسلام" را در رویایی راستین دیدم که می فرمود: حسین به سوی خدا بشتاب ، خدای بزرگ چهره لاله گون تو را می خواهد ، در حالی که خاندانت در دست همراهیان ابلیس گرفتارند ، دست هایشان بسته و در روی شتران بدون کجاوه به این سو و آن سو رهسپار .

کوفیان بودند که خون بابت را بر زمین جاری کردند و پشت برادرت را خالی ساخته و به آن آقای بنی هاشم نیرنگ روا داشتند .

مولای من در حرم بمان بدرستیکه تو آقای عرب هستی و در تمام حجاز هماوردی برای تو نیست ، بخدا قسم اگر از میان ما بروی بنده دستان امویان خواهیم شد .

امروز روز ترویه است آقای خوبان و سرورجوانان بهشت در صحرای عرفات بر فراز جبل الرحمه با خدای بزرگ نجوا می کند : « اللهم انی ارغب الیک و اشهد بالربوبیته لک مقراً بانک ربی » خدایا من مشتاق توام و گواهی می دهم به پرودگاریت و اقرار می کنم که تو پروردگار منی .

روز ترویه ،وادی عرفات و حسین تنها با «خدای حسین» معبود من بنده ات در آستان تست و از فرط عشق گویا که در فناء تو فانی گشته است .

و بدینسان وعده الهی نزدیک می شود زاده اسماعیل به مذبح می رسد .

آی کاروانیان این جا کجاست ؟

عطش و آتش بردل غربت طعنه می زند و سنگ ریزه های سوزان کویر بر دلتنگی و خستگی کاروان نیشتر و بدنهای مالامال از تشنگی و گرسنگی آنان را می آزارد.

خورشید غروب دوم محرم ، به آرامی خود را در سینه افق جای می دهد ، سکوت بر کاروان سایه افکنده باز صدایی دوباره می پرسد اینجا کجاست ؟

پاسخی خسته می آید: اینجا ساحل فرات است.

نام دیگرش چیست ؟

مولای من نینوا ، غاضریه ، شفیه.

 نه؛ نه؛ نام دیگری هم دارد؟

فریادی در سینه خفته به پاسخ می نشیند آقای من اینجا کربلاست.

 آری حسین به کربلا می رسد ودل کویر را در تب و تاب می اندازد . آسمان نیز چهره در هم کشیده است .

زمین بغض خود را فرو می برد و فرات بی صدا به گریه می نشیند .

سیاهی شب با سپیده صبح در می آمیزد صدای چکاوکان مرگ به گوش می رسد.

ای سیاهی کیستی که راه را بر ما بسته ای ؟

 منم حر پسر یزید ریاحی.

آقا!! از جانب عبید گماشته ام ، راه کوفه بر شما بسته است .

 چند روزی بدین منوال گذشت، سپاهیان ایمان ، همراه با سپاه کفر رو به سوی یک خدا داشتند ، در صدر دو سپاه یک پیشوا به امامت می ایستاد و آن حسین زهرا بود.

اما ابلیس را نماینده ای بود در کوفه که سرشت او با قساوت و خونخوارگی پیمان بسته بود ،همو نامه ای به سوی حر گسیل داشت که : راه را بر حسین سد نما و آنان را به سوی دشت سوزان کربلا روانه و آب را بر آنان ببند و عرصه را بر آنان تنگ ساز .

یگانه هستی! قدری درنگ کن! راه سخت است و نا هموار، و اهریمنان در کمین نشسته اند، مبادا فریب اهل عراق، ستون خیمه علویان را واژگون سازد ؟

حال کاروانیان به کربلا رسیدند حضرتش فرمود«اللهم انی اعوذ بک من الکرب و البلاء » 

بـــــار بگشـــــایید اینجـــــــا کربلاست

آب و خاکـــش با دل و جان آشنــاست

السّــــــــــلام ای سرزمین کـــربــــــلا

السّــــــــــلام ای منــزل و مـــأوای مـا

السّــــــــــلام ای وادی دلجوی عشق

وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق

السّــــــــــلام ای خیمه گاه خواهـــرم

قتلگـــــــاه جــــانگـــــــــداز اکبــــــــرم

کــــــــــــربلا گــــــهواره اصغر تـــــویی

مقتـــــــل عباس نـــــــــام آور تــــویی

آمـــــــــــدم آغــــوش خود را بــــاز کن

بستــــــــــر مـــهمان خود را ســاز کن...

قافله شهادت در دل غاضریه خیمه می زند امام می فرماید : بخدا قسم اینجا شهادتگاه ماست کودکان ما را در این وادی به اسارت می برند و جگر گوشه هایمان در این وادی به خاک و خون می غلتند .

نفیر مرگ با آمدن پسر سعد بن ابی وقاص به صدا در می آید .

قاصد نفرت و غیض به سوی امام می آید چرا به عراق آمده اید؟

امام در پاسخ می فرماید عراقیان خود مرا با نگاشتن نامه خوانده اند اکنون اگر از آمدن من کراهت دارید به حجاز باز می گردم ، "عمر" نامه ای به ابن زیاد نوشت و ماجرا را گزارش کرد ، آن کور دل دنیا و آخرت در پاسخ گفت:حال که چنگالهای ما به سوی او نشانه رفته است امید بازگشت به حجاز دارد؟

دیگر راهی برای او نمانده است .

صدای نفیر بلند و بلند تر می شود .

و ناگهان هاتفی از آسمان بانگ بر می آورد: قتل الحسین بکربلا عطشاناً ....

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:12  توسط محمدغلامی مسئول روابط عمومی  | 

به گزارش روابط عمومی سازمان آتش نشانی آمل طی برگزاری نمایشگاه یادمان عکس بم  همزمان با روز 5 دی ماه در ساری  مسئولین استانی از غرفه این سازمان بازدید کردند معاون عمرانی استاندار مازندران  آقای هاشمی طی بازدیدی از این غرفه سازمان آتشنشانی آمل را یکی از مجهزترین و فعال ترین سازمانهای کشور دانسته و فعالیتهای فرهنگی و آموزشی آن را چشمگیر خواند

شایان ذکر است که این سازمان در طول 3 روز برگزاری این نمایشگاه دارای 2 غرفه مجزا بوده که حضور هنرمندان تلوزیون و برگزاری ایستگاه نقاشی از جمله برنامه های اجرا شده در آنها بوده که از نظر استقبال عمومی و کودکان بالاترین میزان رضایتمندی را موجب شد.

گفتنی است به تمامی بازدید گنندگان هدایایی به رسم یادبود اهدا شد .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 16:9  توسط محمدغلامی مسئول روابط عمومی  | 

به گزارش روابط عمومی سازمان آتش نشانی وخدمات ایمنی شهرداری آمل، این دوره آموزشی با هدف  ارتقاء سطح دانش و مهارتيای شغلي دهياران به مدت  سه روز براي 120 نفر از دهياران شرق استان مازندران برگزار مي شودُکه مجری برگزاری این دوره مرکز آموزش عالی علمی کابردی ساخای سازمان آتش نشانی آمل می باشد.

فهرست دروسی که دراين دوره آموزشی برای  دهياران استان مازندران تدريس می شود عبارتست از: مديريت پسماند روستايي ، صدور پروانه ساختمان و هدايت ساخت و ساز روستايي و ايجاد، نگهداري و بهره برداري از فضاهاي سبز در مناطق روستايي كشور.

این دوره آموزشی بر اساس نظام جامع آموزشی کارکنان شهرداریها و دهیاریها برگزار می شود و دفتر آموزش و مطالعات کاربردی سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور  به دهیاران حاضران گواهی نامه آموزشی نیز اعطاء می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 7:48  توسط محمدغلامی مسئول روابط عمومی  |